Friday, July 13, 2012

ماهی

یک ماهی داریم ما،  ماهی قرمز ناز پروده ایست که از شب عید مانده.  هر دو سه روزی یک بار آبش با آب آشامیدنی تصفیه شده عوض میشود، هر دو روزی یک بار خورده های کِراکر بدون نمک به خوردش داده میشود.  تنگ بلورش یک جایی روی کتابخانه است،  جلوی کتاب های بایولوژی و بایو انفورماتیک و قرآن و نهج البلاغه.  در طبقه ی کتاب گّنده ها

طفلک از یک جور عارضه ی روانی یا عصبی رنج میبرد.  شاید هم رنج نمیبرد،  نمیدانم

اینطور است که تمام روز و شب بلکه هم دو روز پشت هم یکجا خشکش میزند.  تکان نمیخورد.  جایی نزدیک های ته تنگ بند میشود انگار.  نزدیکش هم بروید و نگاهش کنید و اینها هم خیالش نیست.  کلا میرود در یک جور کُما انگار

آنوقت یک موقعی که هیچ اتفاق خاصی نیفتاده -  مثلا اینکه نیم ساعت است روی مبل نشسته اید دارید کتاب میخوانید و نه حرکتی در خانه است و نه صدایی - جنون آنی میگیردش.  یک مرتبه شروع میکند مثل فرفره دور تنگش میچرخد.  آب را به هم میزند،  همچین که صدایش شما را از جا بپراند.  انگار که تمام حرکتهای ممکن یک ماهی را در طول یک یا دو روز ضبط کرده باشند،  همه را در طول پنج ثانیه به صورت فست فوروارد برایتان پخش کنند

بعدش دوباره آرام میگیرد ته ظرف.  تا مثلا یک بیست و چهار ساعت دیگر،  یک دو روز دیگر

یک ماهی با همچین شخصیتی باید مثلا یک اسمی هم داشته باشد.  ولی در خانه فقط '' ماهی'' صدا میشود.  مهمان خارجی که داشته باشیم خطاب میشود '' دِ فیش ''.  بخشی از خانه است این ماهی.  حرکت های جنون آمیزش از جاذبه های توریستی خانه به شمار میرود،  مثل راحتی کاناپه ی سه نفره،  مثل نقشه ی کشورها روی دیوار

No comments: